مرتضى مطهري

414

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

در حال حاضر استعمار دو كار اساسى كرده است براى اينكه اين احساس زنده نشود : يكى تجزيه و قطعه قطعه كردن فرهنگ و تمدن اسلامى از راه تقويت ناسيوناليسم و نژادپرستى و قوميتها ، آنچنان كه مىبينيم سخن از فرهنگ عرب و ايران و ترك و هند و غيره است و حال آنكه آنچه در طول هزار و سيصد سال وجود داشته يك فرهنگ بيشتر نيست و آن فرهنگ اسلامى است . ديگر استخوان لاى زخمهايى است كه اغلب در مرز كشورهاى اسلامى گذاشته‌اند از قبيل شطالعرب و جزيرهء تبت و پشتونستان و غيره . سومى هم وجود دارد و آن استخدام عامل براى تأليف و نشر كتب در ايجاد اختلاف ، مثل الخطوط العريضه و كتاب سيد روضاتى . ب . اسلام ، هم به طور كلى خواستار وحدت مسلمين است و هم اينكه يكى از منظورهاى حج وحدت اسلامى است . اما قسمت اول به حكم آيات : * ( و اعتصموا بحبل الله . . . و لاتكونوا كالذين تفرقوا . . . و لاتنازعوا فتفشلوا . . . يا ايها الذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا . . . ) * اما قسمت دوم به حكم اينكه امير فرمود : * ( و جعله للاسلام علماً ) * حج پرچمى است كه همهء مسلمانان را مىخواهد در زير سايهء خود يك جا جمع كند . ايضاً مولى فرمود : * ( والحج تقوية ) * ( يا * ( تقربة ) للدين ) * فلسفهء حج تقويت دين است از راه اينكه مسلمانان چهره هاى يكديگر را مىبينند و تشويق مىشوند ، تعليمات دين را در آنجا فرا مىگيرند ، و از راه اينكه پيوند آنها با يكديگر محكمتر مىشود . ج . اقدامات حسن تفاهم را در دو قسمت بايد انجام داد : اول در اين ناحيه كه اقداماتى بشود كه سوء تفاهماتى كه ديگران دربارهء ما ايرانيان و شيعه پيدا كرده‌اند از بين بروند . اين از اين طريق نمىشود كه مثلًا ما به اين ترتيب عمل كنيم كه ايهاالناس ! تنها تابع پيغمبر ، ما هستيم زيرا پيغمبر خليفه معين كرده است و ما تابع واقعى پيغمبر و خليفهء منصوب او هستيم . اين گونه كارها چون مستلزم تحقير و تخطئهء طرف است ، هر اندازه مستدل باشد تجربه نشان داده كه اثر نمىبخشد .